انواح لحن
1- لحن ستایشی :
ستایش مخصوص خداست و شاعر یا نویسنده در آن خداوند را به خاطر آفرینش بی همتا ، قدرت بی نظیر و الطاف بی نظیرش می ستاید.
خواننده باید خود را موجودی از آفریده های او بداند که تسلیم او و شاکر بخشش های اوست.
مثال: «آفــرین ،جـــان آفـــرین پاک را آن که جان بخشید و ایمــان خاک را
آسمان چون خیمه ای بر پای کرد بی ستون کرد و زمینش جای کرد » (عطار)
2- لحن مدح:
مدح نوشته ای در باره ی انسان است که شاعر از طریق آن ، با کوچک تر دانستن خود در مقابل ممدوح ، به بیان مطالبی می پرازد. اختلاف آن با ستایش در این است که در ستایش ، شاعر یا نویسنده آزادانه تر می تواند حرف خود را بزند امّا در مدح ،به ویژه مدح حاکمان ، این کار امکان پذیر نیست.
انواع مدح :
-مدح بزرگان دینی و مذ هبی :
محمّد کآفرینش هست خاکش هزاران آفرین بر جان پاکش
چراغ افروز چشم اهل بینش طـــراز کارگـــاه آفـــرینش (نظامی)
-مدح سلاطین و حاکمان :
آیا شنیده هنرهای خسروان عجـــم بیا ز خسرو خاور عیان ببین تو هنر ...
در این جهان که تواند چو شاه بود به کـــدام خار بود چون صنوبر و عرعر (فلاح)
-مدح افرادی بزرگ که خدمتی به جامعه یا شخصی کرده اند :
«آفرین بر روان فردوســــی آن همایون نهاد فرخنده
او نه استاد بود و ما شاگرد او خداوند بود و ما بنده » ( انوری)
3- لحن خاطره :
داستان یا حادثه ای است که در خاطر انسان باقی می ماند و آن قدر برای نویسنده اهمّیّت داشته که آن را نوشته است.خواننده ی خاطره ها باید آن را به شیوه ای بخواندکه گویی ماجرا برای خودش اتّفاق افتاده است.
انواع خاطره : خاطرات بد ، خاطرات خوش ، عجیب ، اوّلین آشنایی ها و برخوردها با اشیا و افراد و...
4- لحن حماسی :
حماسه به معنای داستان دلاوری و شجاعت است . کسی که شعر حماسی را می خواند باید به گونه ای بخواند که این دلاوری ها را به شنونده منتقل کند،پس لحن حماسی ، لحنی کوبنده و استوار است .
مثال:
«به مغز پشنگ اندرآمـد شتاب چو دید آن سهی قدّ افراسیاب » (فردوسی)
5- لحن داستانی – روایی:
حکایت ، تعریف کردن صمیمانه ی داستانی کوتاه با آهنگی نرم و ملایم است به گونه ای که شنونده یا از آن پند بگیرد یا تحت تأثیر قرار بگیرد.
حکایات معمولاً با عباراتی نظیر"آورده اند که ..." ، "یکی را شنیدم ..."، "روزی ..."، " شنیدم ..." ،" نقل است که ..."،" یکی بود ، یکی نبود"
مثال:
«یک روز به وقت نیم روزان شد پیش شبان ، ز درد سوزان» (فتوحی)
«شنیدم که خروسی بود جهان دیده ...»( وراوینی)
6- لحن تعلیمی:
این لحن به لحن اندرزی نیز موسوم است، تلاش می کند با گویشی آرام در دل شنونده نفوذ کرده و نکات مهمّ خوب زیستن رابه مخاطب خود القا کند.در ایران این گونه نوشته بیشتر برای پندو اندرز به کار می رود.
مثال:
«زخـــــاک آفریــــــدت خداونـــــــد پاک پس ای بنده !افتادگی کن چو خاک
حریص و جهان سوز و سرکش مباش زخــــاک آفریـــدت ، آتش مبـــاش» (سعدی)
7- لحن تغزّلی:
شعرتغزّلی شعری است که با احساسات و عواطف انسان سروکار دارد.شاعران احساسات لطیف خود را در قالب اشعار منتشر می کنند و این احساسات می توانندحالات مختلفی را به خود بگیرند.سروده ها ممکن است از روی شادی سروده شده باشند یا از روی غم و غصّه ، به خاطر وصال و رسیدن به یار نوشته شده باشند یا ناشی از فراق یار.
مثال:
« شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد! تو بیا کــــز اوّل شب در صبــــح باز باشد
عجب است اگر توانـــــم زمحبّت گریـــــزم به کجـــــا رود کبوتر که اسیر باز باشد» ( سعدی )
8- لحن مناجات:
مناجات به معنی رازو نیاز گفتن و نیایش با خداوند است.انسان در این زمان خود رابسیار کوچک فرض کرده ، آن چه را که در حضور دیگران نمی تواند بیان کند، با آه و زاری یا شکر و سپاس بیان می کند.از خدا می خواهد که عاقبت به خیرش کند.
لحن مناجات آکنده از عاطفه و احساس و بیانگر حالت فروتنی و خاکساری و تواضع بنده است.
مثال:
«خداوندگارا نظر کن به جود که جرم آمد از بندگان در وجود
گناه آید از بنده ی خاکسار به امّیــــد عفو خــــداونــــــدگار» ( مولوی)
9- لحن گفت و گو ( مناظره ، پرسش و پاسخ)
مناظره : یعنی رقابت کردن با یکدیگر در بحث و گفت و گو یا پرسش و پاسخ است.لحن پرسش کننده معمولاً تند و محکم ، به دور از خرد گرایی و همراه با فخر فروشی است.در حالی که لحن پاسخ دهنده همواره آرام و متین و توأم با خرد است.
مثال:
« نخستین بار گفتش کز کجایـــــی ؟ بگفت از دار ملــــک آشنایـــــی
بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند؟ بگفت انده خرند و جان فروشند» (نظامی)
رجز خوانی : که هر دو نفر به شرح دلاوری ها و نژاد و افتخارات خود با لحنی حماسی می پردازند.مانند : رستم و اسفندیار
10- لحن طنز:
بیشتر در قالب حکایت خود نمایی می کند.طنز ها معمولاًدر پایان خود به نتیجه می رسندوخواننده را تحت تأثیر قرار می دهند و می خنداند.
مثال:
« وای وای ! الهی رودت ببره ! حوصله ام سر رفت...» ( دهخدا)
(برگرفته ار کتاب مبانی خواندن در زبان فارسی)
با عرض سلام وادب خدمت تمامی دوستان و همکاران ارجمند و دانش آموزان عزیزم که با انتخاب این وبلاگ بر حقیر منت نهادید. اینجانب محمدرضا صادقی معاون آموزشی دبیرستان شهید نادری وسرگروه آموزشی درس ادبیات فارسی با ۲۷ سال سابقه ی خدمت دارای مدرک کارشناسی ادبیات فارسی می باشم . در این وبلاگ قصد دارم انچه از شما همکاران و دوستان یاد می گیرم به نمایش بگذارم موفقیت ما حاصل راهنمایی شما عزیزان خواهد بود ما را با نظرات مفید و ارزنده ی خودتان بی نصیب نفرمایید. می توانید بهترین باشید کافی ست که بخواهید و اراده کنید باور کنید تاریکی و سکوت شب زیباست به شرط آنکه در آن تاریکی روشن فکر کنی .